مرتضى مطهرى
264
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
عناصر بسيط ذهنى كه از مجراى مستقيم هيچيك از حواس قابل توجيه نيست ، بر ماديين نيز وارد است . بعلاوه يك سلسله ايرادات ديگر نيز وارد است مبنى بر اينكه حسيون كه فقط به حس تكيه كردهاند حدود حس را ( فىالجمله ) تشخيص دادهاند و لهذا مسائل فلسفهء اولى را كه از راه حس و آزمايش عملى قابل تحقيق نيست از قلمرو مداخلهء خود خارج ساختهاند و اظهار داشتهاند كه اين مسائل نفياً و اثباتاً از حدود قضاوت فكر بشر خارج است ؛ ولى ماديين اين معنى را تشخيص ندادهاند . حقيقت اين است كه اگر كسى با نظريات بزرگان فلاسفهء شرق و غرب در باب علم و معلوم و عقل و معقول و بالاخره دربارهء ذهن و ادراكات ذهنى درست آشنا شود ، و درك كند كه آنها در چه عمقى سير مىكردهاند و در صدد حل چه مشكلاتى بودهاند ، آنگاه نظرى هم به گفتارهاى ماديين بيفكند به خوبى درك مىكند كه پيشوايان ماديين اساساً از اين مراحل دورند . ماديين پيش خود خيال كردهاند با گفتن جملهء « دنياى ذهنى انعكاسى از دنياى عينى است » تمام مشكلات حل مىشود ، در صورتى كه هزارها نكتهء باريكتر ز مو در مسائل ادراكى وجود دارد كه ماديين به كلى از آنها بى خبرند . ( 5 ) . چنان كه از اشاراتى كه در اين مقدمه گذشت و تفصيلًا در خود مقاله خواهد آمد [ پيداست ] ، اساس نظريهء اين مقاله بر اين است كه ادراكات جزئى مقدّم است بر ادراكات كلى ، و ما احياناً در تعبيرات خود مىگوييم ادراكات حسى مقدّم است بر ادراكات عقلى . البته نبايد از اين تعبيرات استفاده كرد كه منظور ما از حواس ، خصوص همين حواس ظاهره و باطنهء معمولى است كه همه آنها را مىشناسند ، زيرا ما در اينجا در صدد استقصاى حواس عمومى افراد بشر و يا در صدد بيان اينكه ممكن است بعضى از افراد بشر حسى علاوه بر حسهاى معمولى داشته باشند نيستيم . و همچنانكه در متن مقاله خواهد آمد ما از يك فرمول كلى پيروى مىكنيم و آن اينكه « هر علم حصولى مسبوق به علم شهودى حضورى است خواه آن علم شهودى حضورى به وسيلهء يكى از حواس ظاهره يا باطنهء معمولى كه همه آنها را مىشناسند حاصل شود و يا به وسيلهء ديگر » . و از اين رو اين نظريه با القائاتى كه به اولياء وحى و الهامات و مكاشفات مىشود منافاتى ندارد زيرا آن القائات نيز از يك نوع علوم شهوديهء حضوريه سرچشمه مىگيرد و به عبارت ديگر به وسيلهء حسى ماوراء حواس معمولى صورت مىگيرد . عرفا